|
به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
|
عجب صبری خدا دارد
جهان را با همه زشتی و زیــبـــــائی
بروی یکدیگر ویرانه می کردم
عــجب صـبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه صدها گرسنه می دیدیم
نخستین نعره مستانه را خاموش می کردم.
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان،
دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگی
زمین و آسمان را واژگون مستانه می کرد
عجب صبری خدا دارد!!!