|
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
|
هرسال وقتی1بهمن هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟.... و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که سحرگاه 1بهمن زمینو با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه....
سلام به همه دوستای با معرفتم که هیچوقت ما (یعنی و من و این وبلاگ) رو تنها نمی ذارن
امروز روز تولدمه
از دیشب داره بارون میاد.
آسمون هیچ وقت تولد من یادش نمی ره و کادومو برام می فرسته
روز قشنگیه
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزو قشنگتر می کنه
به هر حال تولدم مبارک!
تولد همه کسایی هم که امروز(1 بهمن) تولدشونه مبارک!
سالها پيش درروز 1 بهمن مصادف با 21 ژانویه 1989 ميلادي من ديده به جهان گشودم. بعد از طي كلي راه و 19 سال عمر به اينجا رسيدم پس در نتيجه تولدم مبارك
رسم و قانون طبيعته که سالي يه بار به دنيا بياي!
منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ »شدم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع !!!
دوستای گلم شادمانی و خرسندی تمام لحظاتتونو آرزومندم
پس به شادی بیاندیشید و شادمان زندگی کنید!!
قربان تک تک شما دوستان گلی که قدم رنجه فرمودین و در جشن کوچیک من شرکت کردین!
دوستدار شما:رونیکا
راستی جا داره اینجا ازامیر و ملینا که زحمت کشیدن و برام جشن گرفتن تشکر کنم :

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز
روز میلاد.....
روزمن!!!
روزی که من آغاز شدم!
رونیکا تولدت مبارک